فانوس

دنبال شعر و قافیه بودم تمام عمر / این شعرها حواس مرا از تو پرت کرد

 

 

ای دل!

اگرت طاقت غم نیست برو ...

 

" مولوی "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

خلاصه همه رنج های ما این است

پرنده ای که دل آورده بود، دل برده است

 

" فاضل نظری "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

در مدرسه حتی تو نرفتی ز خیالش

استاد از او هندسه پرسید، غزل گفت

 

"  محمد شفیعی بویینی "

 

 

آدم چه کند با هیجانش وسط درس

ناگاه که یاد تو و چشمان تو افتاد

 

" محسن رضوی "

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

نه از سرم می افتی

نه از چشمم

کجای دلم نشسته ای

که جایت اینقدر امن است؟ 

 

" نسترن وثوقی "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

اشک رازیست

لبخند رازیست

عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود ...

 

" احمد شاملو "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

همیشه بر آنم

تا دل کسی را نشکنم

اما وقتی به خودم نگاه می کنم

تکه تکه ام ...

 

" ایلهان برک "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

عشق یک زبان خارجی ست؛

همه آن را بد تلفظ می کنند ...

 

" کریستوفر مورلی "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی

جهان و هرچه در او هست صورتند و تو جانی

به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت

که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی

 

" سعدی "

 

 

نوشته شده در جمعه ۸ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

آن لحظه ای که بی تو سرآید مرا مباد ...

 

" فریدون مشیری "

 

 

نوشته شده در جمعه ۸ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

دوستت دارم

و این حرف کمی نیست

اگرچه حرف های کمی دارد ...

 

" نسترن وثوقی "

 

نوشته شده در جمعه ۸ اسفند ۱۳٩۳ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

دلم که سالهاست پیش تو مانده

حالا من

از کجا بدانم برایت تنگ شده یا نه ؟!

 

" فانوس "

 

نوشته شده در جمعه ۸ اسفند ۱۳٩۳ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

نوشتن،

انفجار قلب است در سکوت ...

 

" کریستین بوبن "

 

 

نوشته شده در جمعه ۸ اسفند ۱۳٩۳ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

مراقب سخنت باش و کم بگو از عشق

شنیده ام که مجازات عشق سنگین است

 

" ناصر حامدی "

 

نوشته شده در دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

گناه عشق در آیین هفت پشت من است

نمی شود نروم راه رفتگانم را

 

" حسین میهمان پرست "

 

نوشته شده در دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

تو را

در روزگاری دوست دارم

که عشق را نمی شناسد ...

 

" نزار قبانی "

 

نوشته شده در دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

باید دنبال شادی ها بود،

غم ها خودشان ما را پیدا می کنند ...

 

" فردریش نیچه "

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

اِنّی رَأَیْتُ دَهْراً مِنْ هِجْرِکَ القِیامَة

 

" حافظ "

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

من کمی بیشتر از عشق تو را می فهمم

عشق راه و روش بچه دبستانی هاست

 

" عمران میری "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

بیا تظاهرات کنیم!

تظاهر کن

دوستم داری

من شهر را بهم می ریزم ...

 

" منوچهر بلیده "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

اینکه دوستم داشته باشی

مثل این است که

عابری در پیاده رو

ناگهان در آغوشم بگیرد

همین قدر بعید

همین قدر ممکن ...

 

" مهدیار دلکش "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

هرکس باید روزانه یک آواز بشنود، یک شعر خوب بخواند

و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند ...

 

" یوهان ولفگانگ گوته "

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر

درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد

 

" احسان افشاری "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

سخت ترین کار دنیاست

تظاهر من

به دوست نداشتن تو ...

 

" جواد دهنوی "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

کودکی که،

با لواشک گاز زده اش در نیمکت آخر کلاس غافلگیر شده

بدهکاری که،

تلفن را بر می دارد و به صدای آن سوی خط می گوید خانه نیستم

مظنونی که،

پای مصنوعی اش را در صحنه جرم جا گذاشته ...

همه این ها من بودم

وقتی که می گفتم:

دوستت ندارم

و تو می دانستی که دارم دروغ می گویم ...

 

" حامد ابراهیم پور "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 



باران و عشق حادثه ای آسمانی اند

باران گرفته است ... گمانم وزیده ای



" مژگان عباسلو "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

باشی خطرناکی، نباشی بی تو می میرم

مثل تنفس در هوای شهر اهوازی

 

" ایمان صابر "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطردود لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تو را برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم

تو را به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و

برای نخستین گناه ...

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم

دوست می دارم ...

 


" پل الوار "

 

 

........................................

سارا نوشت : ...

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

دنبال عشق گشتم و چیزی نیافتم

جوینده ای که گم شده یابنده ی تو نیست

 

" فاضل نظری "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

نه چراغ،

نه فانوس،

نه شمع ...

تنها دلم روشن است که می آیی ...

 

" سرور بهبهانی "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

التماست نمی کنم

هرگز گمان نکن که این واژه را

در وادی آوازهای من خواهی شنید؛

تنها می نویسم بیا ...

بیا و لحظه ای کنار

فانوس نفس های من آرام بگیر ...

 

" یغما گلرویی "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

گویند، بوده اند تباری از عاشقان

آری،

از آن قبیله کسی در میان نماند

 

" منصور اوجی "

 

نوشته شده در شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

- به آلمانی که حرف می زنی حالتی در صدات نیست، نه غمی، نه

غمبادی، نه ... ای مرده شور این حال آدم را ببرد که فقط وقتی به زبان

مادری حرف می زند، همه ی هستی اش می آید بالا ...

" ص 23 "

 

 

- به امید فردا روزمان را شب می کنیم و هیچوقت یادمان نمی ماند که

فردا همین امروز است. دنبال چیزی می گردیم که نمی دانیم چیست،

یا می دانیم و می ترسیم بگوییم؛ اسمش را گذاشته ایم فردا.

" ص 54 "

 

 

- سیاست موج سواری است اما ادبیات یعنی غواصی.

" ص 127 "

 

 

- خودت به خدا اعتقاد داری؟

آره. هنوز چیزی پیدا نکردم جاش بگذارم.

" ص 151 "

 

 

- همه ی آدم ها یک چیز پنهانی دارند که حاشا می کنند و رازشان را با

خود به گور می برند.

" ص 233 "

 

 

- آدم هرچه کوچک تر باشد خواسته اش بزرگتر است. بعدها در

آسایشگاه الکسیانای آخن فهمیدم که آدم های بزرگ اصلا خواسته ای

ندارند. شاید به همین خاطر است که عشق در غربت پا نمی گیرد.

" ص 241 "

 

نوشته شده در شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

حکایت باران بی امان است

این گونه که من

دوستت می‌دارم ...
 
شوریده وار و پریشان باریدن

بر خزه ها و خیزاب‌ها

به بی‌راهه و راه‌ها تاختن

بی‌تاب ٬ بی‌قرار

دریایی جستن

و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن

و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی‌قرار است

این گونه که من دوستت می‌دارم ...

 

" محمد شمس لنگرودی "

 



نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

یک جعبه مداد رنگی کافی ست

تا کودکی بازیگوش

بتواند

در نقاشی اش

نظم فصل ها را به هم بریزد ...

 

" سید حسین متولیان "

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

 

یک سؤال ساده پرسیدم، جوابش ساده است

یا بگو نه یا که آری، قصه پردازی نکن !

 

" اصغر عظیمی مهر "

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

درست مثل وقتی که عاشقت شدم

باران می بارد؛

فکر کنم دوباره کسی

عاشقت شده ...

 

" کامران رسول زاده "

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

چقدر فانوس

الفبا را رو به روی تو نشستم

از همین فاصله نزدیک

سرمشقم شدی

فانوس خوب من

دیگر نمی ترسم شب باشد که به دریا بروم

این همه آسمان تویی

که من ستاره شدم

درنگ کن

آرام تر پارو بزن

کنار تو آرام خوب است ...

 

" هاجر آقا ابراهیمی (نیلوفر) "

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

فقط دشمن ها هستند که همیشه حرف هم را بی هیچ کم و کاستی

می فهمند؛ اغلب هم لبخندی چاشنی گفت و گویشان است ... 

دوستی همیشه با سوء تفاهم همراه است،

عشق که خیلی بیشتر ...

 

" حسین سناپور / نیمه غایب "

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

  

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

ما بی‌تو خسته‌ایم، تو بی‌ما چگونه‌ای ؟!

 

" مولوی "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

چه زندگانی سختی ست، زندگی بی عشق

ببین پس از تو که تکلیف من چه شاق افتاد

 

" حسین منزوی "

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

- یک روز از سر بیکاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این

عنوان که فقر بهتر است یا عطر؟

چند نفری از بچه ها نوشتند فقر ( ... ) فقط یکی از بچه ها نوشته بود

عطر. انشایش را هنوز دارم. جالب بود. نوشته بود عطر حس هایی را در

آدم بیدار می کند که فقر آن را خاموش کرده است .

" ص 52 "

 

 

- فکر می کردم آدم ها همان طور که که آمده اند، می روند. نمی

دانستم که نمی روند. می مانند. ردُّشان می ماند حتی اگر همه

چیزهایشان را هم با خودشان بردارند و بروند.

" ص 56 "

 

 

- بعضی آدم ها در ذهن آدم یک بار برای همیشه خلق می شوند.

" ص 63 "

 

 

- هیچ چیز تضمین ندارد و رابطه آدم ها یخچال و لباسشویی نیست که

گارانتی داشته باشد. یک روز هست و یک روز نیست و اگر کسی

تضمین بدهد دروغ گفته است.

" ص 79 "

 

 

- گفت: چرا همه اش دنبال معنای دیگری هستی. این یک دوستی

  ساده است.

آب دهانم را قورت دادم. دوستی یک زن و مرد هیچ وقت ساده نیست.

" ص 87 "

 

 

- زندگی کردن را به ما یاد نداده اند. در مورد کائنات می توانیم ساعت ها

حرف بزنیم ولی از پس مشکلات زندگی مان بر نمی آییم. بزرگ شده ایم

ولی تربیت نشده ایم.

" ص 106 "

 

 

- به خودم گفتم بِکش. تاوان زیاد دانستن همین است.

" ص 140 "

 

 

- مردهای من عاشق نمی شدند. دم دست بودند ولی مال من نبودند.

با آمدنشان این حس گزنده به سراغت می آمد که یک روز می روند و

وقت رفتنشان می دانستی مرده هایی هستند که توانایی فکر کردن به

بازمانده ها را ندارند.

" ص 141 "

 

 

- خودم را گم کرده بودم و باید پیدا می کردم ولی ای لعنت بر من. خودم

  را نمی خواستم. او را می خواستم.

" ص 163 "

 

 

- وقتی آدم به چیزی که می خواهد نمی رسد، زیاد دور نمی رود. همان

حوالی پرسه می زند و به آشناترین چیز نزدیک به او، شبیه او چنگ می

زند.

" ص 170 "

 

 

- گفت: تو دختر قشنگی هستی. با شعوری.

این جور مقدمه را خوب می شناختم. خوبی ها را به تو می گفتند تا

خوب ترها را از تو دریغ کنند.

" ص 170 "

 

 

- تجربیات آدم مهم اند. نمی شود از آن فرار کرد. با عملی مثل عمل

پیوند عضو برای همیشه به زندگی دوخته می شوند.

" ص 172 "

 


نوشته شده در یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

وقتی که رفتی چشم مردم در غمت خون شد

تاریخ، آن را دوره ی اشکانیان نامید

 

" یاسر قنبرلو "

 

نوشته شده در شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

وقتی که تو نیستی

من هم

تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام ...

 

" سید علی صالحی "

 

نوشته شده در شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

تجربه،

نام مستعاری است که بر خطاهای خود می گذاریم ...

 

" اسکار وایلد "

 

نوشته شده در شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

"ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم"

من دلخوشم به خواجه و این فال ... بگذریم

 

" حامد نصیری "

 

نوشته شده در جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

حافظ باشد

یا دانه قهوه ای

از مزارع دور دست

فال که به نام تو باشد 

پاسخ یکی ست:

                      " می آید " ...

 

 

" سید حسین متولیان "

 

نوشته شده در جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

نظری باز به این شوروی تنها کن

دل من دستخوش موج فروپاشی هاست

 

" مرتضی عابدپور لنگرودی "

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

آه محبوب همیشه غایب من،

به شهادت عکس ها

فصل سرما که گذشت

تو می آیی ...

 

" نیکی فیروزکوهی "

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

باب اسفنجی: وقتی من نیستم تو معمولا چی کار می کنی؟

پاتریک : صبر می کنم تا برگردی ...

 

" باب اسفنجی / استفن هیلنبرگ "

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

درسخوان بودم ولی، کنکور عشقت سخت بود

تست هایش در کتاب " گاج " هم پیدا نشد

 

" ایمان صابر "

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

چه سعادتی است

وقتی که برف می بارد

دانستن این که

تن پرنده ها گرم است ...

 

" بیژن جلالی "

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

من بندگی عشق تو را می کنم هنوز

شیطان، 

نگاه توست که زانو نمی زند 

 

" مهدی مردانی "

 

 

نوشته شده در جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

باور کنید

عشق که می آید

عقل از در دیگر بیرون نخواهد رفت

عقل،

میدان را خالی نخواهد کرد

او

از سپاهیان عشق خواهد شد ...

 

" سید حسین متولیان "

 

 

نوشته شده در جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

هزار قصه نوشتیم بر صحیفه دل

هنوز عشق تو عنوان سر مقاله ماست

 

" ارفع کرمانی "

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

دوستت می دارم بی آنکه بخواهمت ...

خواستنش،

تمنای هر رگ

بی آنکه در میان باشد

خواهشی حتا،

نهایت عاشقی ست این ...

 

" احمد شاملو "

 


نوشته شده در پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

این روزها 

به قدری زود شب می شوند

که سوالی سخت

مدام مرا آزار می دهد ...

امروز به قدر کافی دوستش داشتم ؟!

 

" مهدی صادقی "

 

 

............................................

دو هزارمین پست فانوس!

 


نوشته شده در سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

 

 

ترانه ای روی زمین افتاده بود

قناری کوچکی آن را برداشت و در گلوی نازک خود ریخت

ترانه در قناری جاری شد

با او در آمیخت

ترانه آب شد

ترانه خون شد

ترانه نفس شد و زندگی

قناری ترانه را سر داد

ترانه از گلوی قناری به اوج رسید

ترانه معنا یافت

ترانه جان گرفت

قناری نیز

و همه دانستند که از این پس ترانه بودن است

ترانه هستی است

ترانه جان قناری است

ایمان، ترانه آدمی ست

قناری بی ترانه می میرد و آدمی بی ایمان ...



" عرفان نظرآهاری "

 

 

...............................................

تقدیم به آنکس که خودش می داند ...

هورا  تولدت مبارک هورا



نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

گاهی سر نی بود و زمانی ته گودال

طی کرد گل من چه فرازی چه نشیبی

 

" سعید بیابانکی "

 

 

..........................................

ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش میکنیم بعد دیگر نمی دانیم چه شد! همین طور هستیم تا اربعین آنجا شله ای می دهیم و بعد قضیه دیگر بایگانی ست. و بعد سال دیگر باز همین طور و سال دیگر و سال دیگر باز همین طور. داستان کربلا نه از تاسوعا و یا محرم شروع می شود و نه به عصر عاشورا یا اربعین تمام می شود . این است که از دوطرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم.

" دکتر علی شریعتی / حسین وارث آدم ، ص 221 "


نوشته شده در چهارشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

قصه ما به " سر " رسید ...

 

 

....................................

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده اند و ما شب، شام غریبان می گیریم و پایانش را اعلام می کنیم. می بینی چگونه در جامعه گریستن بر حسین و عشق به حسین ، با یزید همدست و همداستانیم؟ او که می خواست این داستان به پایان برسد ...

" دکتر علی شریعتی/ شهادت ، ص 80 "


 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارها

آمد از کرب و بلا لبیک، تا گفتم حسین

 

" علی ذوالقدر "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

فهمیده ام از اشک های جاری خویش

این روضه ها بر سنگ هم تأثیر دارد

 

" محسن حنیفی "

 

 

  

امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تو را

از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد گریه کرد

 

" کاظم بهمنی "

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

آن زمان که برای بردن من، می شکافی صف قیامت را

اهل محشر به غبطه می گویند، خوش به حالت نوشته نامت را

رو به سویم می آیی و آرام می شود کم خروش و همهمه ها

چشم می بندم و قدم به قدم می شمارم صدای گامت را

می گذاری به روی شانه ی من ناگهان دست مهربانت را

مانده ام آن زمان چگونه دهم، پاسخ اولین سلامت را

چارچوب تصورم اینهاست: این که قید مرا نخواهی زد

حدسم از عاقبت توهم نیست، تجربه کرده ام مرامت را

زیر هر آفتاب سوزان نه، زیر طوبای تو دلم گرم است

نکند کم کنی ز روی سرم، سایه ی لطف مستدامت را

پیش تر وام عشق دادی تا، بخرم آبرو برای خودم

ناله سر می دهم مگر با اشک، بدهم قسط های وامت را

روزگارم اگر چه تفتیده ست، به سراب تو هم یقین دارم

تو خودت تشنه ای و می دانی، حال عشاق تشنه کامت را

روی نیزه دوباره می گذرد خاطرات از مقابل چشمت

دود این خیمه ها می اندازد یاد دیوار و در مشامت را

ادعایی نمی کنم اما فکر تنهایی ات مرا هم کشت

به خدا من می آمدم سویت، می شنیدم اگر پیامت را

 

" کاظم بهمنی "

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

آه ! شش ماهه، پی جمله "هل من ناصر"

پاسخ هیچ کسی قدر تو جانکاه نبود 

 

" سید ایمان زعفرانچی "

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

شوق پابوسی تو را داریم،

حسرت آن ضریح شش گوشه،

گوشه چشمی،

عنایتی،

لطفی،

تو که از حال ما خبر داری ...

 

" سید محمدجواد شرافت "

 

 

 

...........................................

تو خودت تشنه ای و می دانی حال عشاق تشنه کامت را ... " کاظم بهمنی "

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

روز الست هر که به چیزی رسید و ما

عشق حسین را به امانت گرفته ایم

 

" سید تقی سیدی "

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

زینب اسیر نیست، دو عالم اسیر اوست

او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست

 

" مجید تال "

 

 

......................................

زینب جان، شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن تو بود و 

شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم ... " ؟ "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

در پاسخ " هل من ناصر؟ " ، لال شدیم

درمانده از این سؤال سختیم هنوز 

 

" پروانه بهزادی آزاد "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

بأَبی أنتَ و أُمی که وظیفه است ... چرا

همه ایل و تبارم به فدایت نشود ؟

 

" سید ایمان زعفرانچی "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

این تناقض تا ابد شیرین ترین مرثیه است

سرترین آقای دنیا را خدا " بی سر " گذاشت

 

" سید ایمان زعفرانچی "

 

 

 

........................................

پرسیدم از نام بلندت نیزه پاسخ داد

آدم برای سر بلندی " سر " نمی خواهد ... " فرید فردوسی "

 


نوشته شده در پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

خورشید، گرم دلبری از روی نیزه ها

لبخند می زند سری از روی نیزه ها

دل برده است از تن بی جان خواهری

صوت خوش برادری از روی نیزه ها

آه ای برادرم چقدر قد کشیده ای

با آسمان برابری از روی نیزه ها

نه! آسمان مقابل تو کم می آورد

از آسمان فراتری از روی نیزه ها

گرچه شکسته می شوی و زخم می خوری

از هرچه هست، خوش تری از روی نیزه ها

گیسو رها مکن که دل شهر می رود

از یوسفان همه، سری از روی نیزه ها

تا بوسه ای دهی به نگاه یتیم خود،

خم شو به سوی دختری از روی نیزه ها

قرآن بخوان... بگو که مسیر نجات چیست

ای سر! هنوز رهبری از روی نیزه ها



" عارفه دهقانی "

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

 

بوی پیراهن خونین کسی می آید

این خبر را برسانید به کنعانی ها

 

" مهدی جهاندار "

 

 

 

.............................................

1. گاه نگار کربلا : اینجا 

2. کتاب پیشنهادی : شهادت، دکتر علی شریعتی

 

نوشته شده در یکشنبه ٤ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود ...

 

" علیرضا قزوه "

 

نوشته شده در یکشنبه ٤ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

خلوت فرهاد و شیرین بر لب هامون، عجب!

عشق می خواهد کمی خسرو، شکیبایی کند 

 

" ؟ "

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

زیبا

زیبا هوای حوصله ابری است

چشمی از عشق ببخشایم

 تا رود آفتاب بشوید

 دلتنگی مرا 

زیبا

هنوز عشق

 در حول و حوش چشم تو می چرخد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیر و کوچه های محبت را

 با من بگرد

یادم بده چگونه بخوانم

تا عشق در تمامی دل ها معنا شود

یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت

 در تندباد عشق نلرزد

زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را

 احساس می کنم

آنگونه عاشقم که نیستان را

 یکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زیبا

چشم تو شعر

چشم تو شاعر است

من دزد شعرهای چشم تو هستم

زیبا

کنار حوصله ام بنشین

بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره ی عشق

بنشان مرا به منظره ی باران

بنشان مرا به منظره ی رویش

 من سبز می شوم

زیبا ستاره های کلامت را

در لحظه های ساکت عاشق

 بر من ببار

بر من ببار تا که برویم بهاروار

چشم از تو بود و عشق

 بچرخانم

 بر حول این مدار 

زیبا

 زیبا تمام حرف دلم این است

من عشق را به نام تو آغاز کرده ام

در هر کجای عشق که هستی

 آغاز کن مرا ...

 

" محمدرضا عبدالملکیان "

 

 

..................................

با صدای فوق العاده خسرو شکیبایی : اینجا 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

تمام باران های دنیا را من گریه کرده ام

تا تو بیایی

آمدی،

اما  چتر به دست ...

 

" علیرضا اسفندیاری "

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود

راستی،

تو این همه دیوانه می خواهی چه کار ؟!

 

" مهدی فرجی "

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

تو را می خواهم،

برای یک لحظه زیستن

و بعد

بگذار تا ابد

ابرها ببارند ...

 

" سید علی صالحی "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

هیچ بارانی را به یاد ندارم

جز آن بارانی

که زیر چتر تو بودم و

خیس ام کرد ...

 

" لطیف هلمت "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

مهر پاییز کجا بود در این شهر شلوغ

چار فصل دل من در خطر بی مهری ست

 

" بتول مبشری "

 

نوشته شده در شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۳ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

اجازه بده برایت بخوانم،

تا چه اندازه از بدو دوست داشتنت

پیراهن فصل ها

زیباتر شده است ...

 

" سید محمد مرکبیان "



نوشته شده در شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۳ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

 

توی تقویم ما دو تا بهار از از غصه می سوزه

واسه ما اول پاییز هنوزم عید نوروزه

آهای بارون پاییزی کی گفته تو غم انگیزی

تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه می ریزی

 

" امیر ارجینی "

 

 

..................................

این ترانه با صدای سیروان خسروی : اینجا 

 

 

نوشته شده در جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

خوشا من،

این من ناچیز

خوشا ما،

باغ،

من،

مهتاب

و روح کائنات و این شب بارانی پاییز ...

 

" مهدی اخوان ثالث "

 

 

نوشته شده در جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 


صلح است عشق، اما اگر پای تو روزی در میان باشد

با چنگ و با دندان برای حفظ تو با هر که می جنگم

 

" حسین منزوی "

 

 

 

با چنگ و دندان پای چشمان تو جنگیدم

افسوس، این سرباز را چنگیز می بینی

 

" امید صباغ نو "

 

نوشته شده در جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

نه تو گفته ای که سعدی نبرد ز دست من جان

سر و جان من فدایت، چو تو می کشی، نمیرم

 

" سعدی "

 

 

 

بِضربِ سَیفک قَتلی حیاتُنا ابدا

لانَّ روحیَ قَد طابَ اَن یکونَ فداک

 

" حافظ "

 

نوشته شده در جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

قصیده کار طمع پیشگان بود ای دل

تو از قبیله عشقی، وظیفه ات غزل است

 

" حامد الازمنی "

 

 

 

قصیده هرچه کند عشق را نمی فهمد

عجیب نیست که چشمان تو غزل خواه است

 

" رویا باقری "

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

حالا که آمده ای

قبول کن

جاده ها به جایی نمی رسند

این بار از مسیر رودخانه می رویم ...

 

" محمدرضا عبدالملکیان "

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

 

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم کافی ست

 

" محمدعلی بهمنی "

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

من ندانم به نگاه تو چه رازی ست نهان؟

که من آن راز توان دیدن و گفتن نتوان

 

" غلامعلی رعدی آذرخشی "

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

عشق ما را یا به جهنم می فرستد یا به بهشت،

ولی حداقل ما را به جایی می رساند ...

 

پائولو کوئیلو "

 


نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 


غریب است دوست داشتن و عجیب تر از آن است

دوست داشته شدن.

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفس‌ها، صدا و

نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده

به بازیش می‌گیریم؛

هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر،

هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر ... 

تقصیر از ما نیست،

تمامی قصه های عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند... 

 

" دکتر علی شریعتی "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

تلنگر کوچکی ست

باران ،

وقتی فراموش می کنیم 

آسمان کجاست ...

 

" ؟ "

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩۳ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود 

شهری که جز علی ، در دیگر نداشته است

 

" سید حمیدرضا برقعی "

 

 

 

............................

1.متن خطبه غدیر: اینجا 

2. بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم ... " حافظ" 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۳ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

نام من رفتست روزی بر لب جانان به سهو

اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز

 

" حافظ "

 

 

 

..................................

صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت:

قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند ... " روز حافظ عزیز مبارک " .

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۳ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

هرچه از صبح در خانه حافظ رفتم

" بوی بهبود ز اوضاع " ... نیامد فالم

 

" آرش شفاعی "

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۳ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

گفتی که صبور باش، هیهات

دل موضع صبر بود و بُردی 

 

" سعدی "

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

به تو

از تو

می نویسم

به تو ای همیشه در یاد ...

 

" اردلان سرافراز "

 

نوشته شده در شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده است

برگ می ریزد، ستیزش با خزان بی فایده است

 

" کاظم بهمنی "

 

نوشته شده در جمعه ۱۸ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

 

 

  

ببین که تشنه قدری هدایتم آقا

مرا به " نام خودت " مفتخر کنی ، کافی ست 

 

" زهرا شعبانی "

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۳ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

Design By : Night Melody