فانوس
اینجا همه ادعای یاری دارند/ یک جمعه بیا و امتحان کن ما را

 

از آجیل سفره عید، چند پسته لال مانده است!

آن ها که لب گشودند ، خورده شدند!

آن ها که لال ماندند، می شکنند...

دندانساز راست می گفت: پسته لال، سکوتش دندان شکن است...

 

   "حسین پناهی"

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ توسط سارا | پيام ها ()

 

 

بهار پیش از آنکه حادثه ای در طبیعت باشد، حادثه ایست در قلب

 

آدمی...

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ توسط سارا | پيام ها ()

بالاخره تموم شد. باورم نمیشه.

امروز روز دفاعم بود. خیلی خیلی خوشحالم. اولش خیلی ترسیده بودم ولی خداییش هم دکتر ساسانی هم دکتر حسینی برام سنگ تموم گذاشتن. دکتر فقیه هم اصلا سخت گیری نکرد. اصلا باورم نمیشه اینقدر از کارم خوشش اومده باشه. بیشتر شبیه خواب بود. دکتر شعیری هم خیلی ماه بود ازش خیلی خوشم اومد...

اما دیشب شب بدی بود. اصلا نتونستم بخوابم. چون دکتر ساسانی گفته بود که شاید نتونه بیاد. واقعا داشتم سکته می کردم. اما خدا رو شکر همه چیز عالی بود. عالی.

خیلی خوشحالم ...

از امسال 8 اسفند برای من روز خیلی مهمی یه. میشه سالگرد پایان نامم. مثل 13 آبان هر سال که سالگرد گواهی نامم هست... 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ توسط سارا | پيام ها ()

نوروز ‌‌ روزی است که قائم ما حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما اهل بیت به انتظار فرج نشسته ایم . امام صادق (ع)

                                                 وسایل الشیعه - ج ۵ - ص ۲۸۸  



مسیح نسیم در کالبد تیره زمین دمیده و مریم ها سرود خوان و معطر از خاک رسته . قل قل چهار قل خواندن جویبار به ریشه های کهن سپیدار دخیل بسته و دستهای بلند کبوده به سمت آسمان آبی استجابت جوانه زده. بوی ریحان و پونه از کنار سجاده آبشار بلند شده و ذکر گاه و بیگاه پوپک در قلب جنگل غوغا به پا کرده. مضراب باد، ساقه های ترد شقایق را نواخته و بازوان بید را به رقص آورده و تسبیح شاخه یِ گیلاس را پاره کرده ، عطر گلبرگ های لطیف با هوا آمیخته و ورد آرام شکوفه های جاری در آب و آسمان را کوه شنیده و با باران بارها و بارها خوانده : بهار آمده است. اما...  


 بهار آمد و گلها شکفت لیک چه سود؟
گلی که می طلبم در چمن نمی یابم


خاک تیره را فروردین روشن می کند اما جان تیره را جز " دین " هیچ روشنی نیست . جان تیره را دین روشن می کند اما روزگار تیره را جز " امام مبین" هیچ روشنگری نیست. 



 خجسته عید من آندم که چهره بگشایی
هلال عید ز ابروی خویش بنمایی
اگر حدیث تو نبوَد چه حاصل از گوشم؟
وگر تو رخ ننمایی چه سود بینایی؟
به سوی روضه ی رضوان نظر نیندازم
اگر تو روضه به دیدار خود نیارایی
در آرزوی تو از جان نماند جز نفسی
چه شد که یک نفس ای جان من نمی آیی؟
دمی بیا که به روی تو جان برافشانم
که نیست بی تو مرا طاقت شکیبایی
لطافت همه خوبان ز حسن تو اثری است
زهی لطافت خوبی و حسن و زیبایی
برای دیدن حسن تو دیده می باید
وگرنه در همه اشیا به حسن پیدایی


 

شاید امسال آخرین سالی باشد که زمین بهاری می شود و زمان نمی شود.
شاید آخرین سالی باشد که از دور به او سلام می کنیم و می گوییم :



                       السلام علی ربیع الانام و نضره الایام 


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩ توسط سارا | پيام ها ()

خدایا این باز چه مظلومیتی است بر خاندان حسین ؟ 


اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده اند و ما شب ، شام غریبان می گیریم و پایانش را اعلام می کنیم و می بینی چگونه در 
جامعه ی گریستن بر حسین و عشق به حسین ، با یزید همدست و همداستانیم ؟ او که می خواست این داستان به پایان برسد و ...


   
                                                      
کتاب شهادت ، دکتر علی شریعتی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩ توسط سارا | پيام ها ()

امروز روز خیلی خوبیه؛ هم تولدمه هم هفته گرد گواهی نامم. (یعنی یه هفته ست که گواهی نامه گرفتم).
اونم از دست کی؟ خسرو ... (فامیلیش رو نمی نویسم که اگر کسی خواست باهاش امتحان شهر بده ترس برش نداره)
خداییش باید جای یکی 10 تا گواهی نامه به من بدن از بس که سخت گیر بود. الان هم که یادم می یاد هفته پیش چه حالی بودم مو به تنم راست میشه. البته خیلی دوست داشتم روز تولدم امتحان بدم ولی ترسیدم قبول نشم و روز تولدم خراب بشه و هر سال هم یادم بیفته که در چنین روزی امتحان شهر دادم قبول نشدم و ...
خاطره بدی می شد . حالا هم بد نشده. روز 13 آبان گواهی گرفتم .( روز دانش آموز و تسخیر لانه جاسوسی و در تقویم من روز گرفتن گواهی نامه)
البته هر کس که مثل من این هفت خان رو گذرونده باشه حال منو می فهمه درک می کنه که چرا اینقدر ذوق زده ام اونم با گذشت یک هفته. خلاصه اینکه 13 برای من عدد خیلی خوبیه. 
13 آذر، ماه گرد گواهیمه و 13 آبان سال دیگه هم سالگردش .چشمک

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٩ توسط سارا | پيام ها ()

هفته نامه پنجره (20/ 6/ 89) یه مطلب داشت راجع به "علامه سید مرتضی عسگری". خیلی خوشحال شدم که یادی از علامه شده ولی قلبم به درد می یاد وقتی جایی اسم علامه رو می برم و خیلی ها نمی شناسن . ولی به جاش علامه رو تو مصر و عراق خوب می شناسن و خیلی ها با خوندن کتاب های علامه "شیعه" شدن و حالا تو مصر داشتن کتاب های علامه جرمه و 3 سال حبس داره ولی بچه شیعه ایرانی ... !! که خودمون نخواستیم که دنبال دینمون باشیم و اصلا چه قدر دغدغه دین داریم؟ و واقعا دین کجای زندگیمون قرار داره؟ 
به قول شریعتی: مذهبی که قبل از مرگ به کار نیاد بعد از مرگ به هیچ کاری نمی یاد.
علامه خیلی بزرگ بود. خیلی. ولی حیف که نسل ما کم می شناستش. روحش شاد.


فهرستی از کتاب های علامه:
صد و پنجاه صحابی ساختگی
نقش عایشه در تاریخ اسلام
عبد ا.. بن سبا و دیگر افسانه های تاریخی
سقیفه ( به کوشش دکتر دشتی _ استاد خودمه ها _ )
القرآن کریم و روایات المدرستین
عقاید الاسلام من القرآن الکریم
معالم المدرستین
افترائات و اکاذیب فی کتاب لله ثم لتاریخ
نقش ائمه در احیاء دین
بر گستره کتاب و سنت
و...
کتاب های علامه رو می تونید از انتشارات منیر تهیه کنید یا انتشارات دانشکده اصول دین

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩ توسط سارا | پيام ها ()


در این زمانه که صفا و صداقت رنگ باخته و دروغ قداست یافته و تهمت فضیلت نام گرفته و معنویت از دلها گریخته، دینداری به اوج دشواری رسیده. تو خود دین ما را نگاهبان باش.


خدایا


مباد که چنان به خواب غفلت رویم که هیچ فریادی بیدارمان نکند و چنان مست قدرت شویم که هیچ سیلی ای هشیارمان نسازد.


خدایا


پیش از آنکه از دست رویم، دستمان را بگیر...

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩ توسط سارا | پيام ها ()

 


                در مظلومیت دین تو این بس که اغلب مدافعانش یا جاهلان

                متعصب اند یا عالمان ریا کار یا منفعت جویان غدار !

                و چه کم اند در این دنیا آنان که دین تو را برای تو می

                خواهند نه برای خود.

                دینت را آن چنان که هست به ما بیاموز و به ما بیاموز که

               خود را خادم دینت بدانیم و نه دینت را خادم خود.

 

 

                                                                      سید مهدی شجاعی 




                                             

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ توسط سارا | پيام ها ()



 

السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام

 

سلام بر مهدی، بهار و شکوفایی مردمان و نشاط و شادابی روزگاران.

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸ توسط سارا | پيام ها ()

حسین وارث آدم - که به بنی آدم زیستن داد – و وارث پیامبران

بزرگ – که به انسان «چگونه باید زیست» را آموختند – اکنون

آمده است تا در این روزگار ، به فرزندان آدم « چگونه باید مرد »

را بیاموزد ...

                                                         

 

                                                                                           دکتر علی شریعتی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸ توسط سارا | پيام ها ()

حسین (ع) بیشتر از آب ، تشنه لبیک بود ،

افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

                                                               دکتر علی شریعتی

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸ توسط سارا | پيام ها ()

حسین آموخت مرگ سیاه سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می

دهند تا زنده بمانند ، چه کسانی که گستاخی آن را ندارند که شهادت را انتخاب کنند ،

مرگ آنان را انتخاب خواهد کرد .
 

متأسفانه نهضت عاشورا را که عالی ترین جلوه گاه مکتب شهادت است برای ما بد طرح

کرده اند ، آن چنان که مذهب عزایش ساخته اند و در نتیجه همه عمر از آن یاد می کنیم

و بر آن میگرییم ، ولی نه آن را میشناسیم و نه می فهمیم و نه به آن می اندیشیم . 

و افسوس که ما در برابر عاشورا و رسالت شهادت ، مسؤلیت خود را تنها با گریاندن و

گریستن و خود را به گریه زدن تمام یافته ایم ...
 

                                                                                                            کتاب شهادت ، دکتر علی شریعتی

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸ توسط سارا | پيام ها ()
قالب وبلاگ